تبليغاتX
دوست دارم عزیزم - برای تکستاره قلب من !!!!

م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل 

 

::: یک سفر عاشقانه :::

چون فردا بمیرم

به درختان بگو

که چقدر دوستت می داشتم

به باد که در شاخه های درختان می خزند

و به شاخه هایی که فرو می ریزند

بگو که چقدر دوستت می داشتم

به کودکان معصوم

بگو که چقدر دوستت می داشتم

به چشمان جانوران بگو

و بگو که چقدر دوستت می داشتم

به خانه ی ساخته از سنگ و آجر بگو

که چقدر دوستت می داشتم

اما به مردان بگو

که چقدر دوستت ی داشتم

زیرا که اینان هرگز سخنانت را باور نخواهند داشت

آری اینان هرگز باور نخواهند داشت که مردی زنی را این چنین که من دوستت می داشتم ، دوستت بدارد ...

 

م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل 

 

تو سرنوشت منی !

در من برگهای وسوسه با باد می چرخند

در من صدائی می شکند سقوطی می افتد

و آبهای عشق در قلبم لخته می شوند

تو چون سر نوشت عریان و تلخ بسویم میائی

و بی تردید دچار وسوسه ام میسازی که مهربانیت چون آواری

رهائی از هر سوی را

برایم غیر ممکن می سازد

 ****

باید برگردی

باید عطش های مرده را

در خواب هایت تکرار کنی

آه ، من از پرواز پر هستم

بالهایی در من میزنند

عشق غیر عادی است

وقتی که بهار ها مثل همیشه دردناک

و عادی هستند عشق هنوز حادثه ای غیر عادی است

آه ، من حتی فرصت نکرده ام

پرده های خاکی کنجکاو را فرو بکشم

****

کسی که در مهتابی دوستم می داشت

قلبش را گم کرد من زخمی شدم

و هجوم عاطفه نجاتم داد عشق پیدایم خواهم

آه ، با کدام چشم نگاهم می کردی که هجوم سرخ شرم

مرا تماشایی میکرد

**** 

پنداشتم کسی بسویم خواهد آمد

پنداشتم که تو رگهای خواب مرا

بانگاه پاره خاهی کرد

آه ، مرگ چه سنگین میاید

وقتیکه قلبم هیجان روزنامه ای عشق

را تاب نمی آورد

****

نگاهم کن

          نگاهم کن

               من زخمی هستم

                                و تو هنوز

                                        با مهربانیت

                                                    ضربه میزنی ...

 

م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل LM  م ل LM   م ل  LM  م ل LM   م ل 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:10  توسط مصطفی مرادی عاشق تنها  |